السيد موسى الشبيري الزنجاني
2971
كتاب النكاح ( فارسى )
1 ) كلام مرحوم آقاى خويى : مرحوم آقاى خويى با عنايت به معنايى كه براى آيه بعد از آيه مورد بحث ارائه كردهاند ، درباره آيه ( الطَّلاقُ مَرَّتانِ فَإِمْساكٌ بِمَعْرُوفٍ أَوْ تَسْرِيحٌ بِإِحْسانٍ ) فرمودهاند : ظاهر اين آيه اين است كه فاء در آن براى تفريع است ، يعنى بعد از دو بار طلاق دادن ، مرد مخيّر است كه « فَإِمْساكٌ بِمَعْرُوفٍ » كند يعنى دوباره با زن ازدواج كرده و بدون قصد اضرار او را به همسرى خود درآورد ، يا وى را طلاق ثالث داده ، چنانچه موثقه حسن بن فضال بر آن دلالت دارد . بنابراين ، آيه ربطى به محل كلام ما ندارد چون دلالت ندارد كه اگر مرد نمىتواند به جهت محذور شرعى استمتاعات جنسى زن را تأمين كند بايد او را طلاق دهد . 2 ) بررسى كلام مرحوم آقاى خويى و اشاره به معناى ظاهرى آيه مورد بحث : در كلام مرحوم آقاى خويى فرض شده كه معناى امساك بمعروف و تسريح باحسان در اين دو آيه الزاماً بايد يكى باشد ، در حالى كه چنين ملازمهاى صحيح نيست ، امساك به معناى نگاه داشتن و تسريح به معناى رها ساختن مىباشد و معناى آن به تناسب مفعول مىتواند مختلف باشد اگر در موارد زن معتده يا زنى كه از عده بيرون آمده ، امساك و تسريح به معنايى به كار رود ، الزاماً در مورد زن شوهردار نبايد به همان معنا به كار رود . در توضيح بيشتر اين بحث نگاهى مجدّد مىاندازيم به آيه « الطَّلاقُ مَرَّتانِ » ، آنچه ما از اين آيه مىفهميم اين است كه موضوع آيه زن شوهردار است كه دو بار مىتواند طلاق رجعى داده شود و طلاق سوم آن به اين بوده و نياز به محلّل دارد ، پس از دو بار طلاق رجعى ، مرد در مورد زن شوهردار خود مخير است كه او را امساك بمعروف كند يعنى او را با رعايت حقوق لازم نگاه دارد و طلاق ندهد يا او را تسريح باحسان كند ، يعنى با طلاق شرعى سوّم آزاد سازد ، روايات معتبر گذشته نيز دقيقاً با همين